تبليغاتX
آنقدر بیراهه رفتم تا دو چشمم کور شد

آنقدر بیراهه رفتم تا دو چشمم کور شد

سهم من از عشق تو تنهایی و غم بود (( کجایی خیلی تنهام ))


 

شب شکست،پيمان شکست،عهدي شکست،قلبي شکست

 

از شکست هر شکستي بر دلم آهي نشست

 

 



+ نوشته شده در ساعت توسط علیرضا مشرقی |


 

هیچ شباهتی به یوسف نبی ندارم


نه زیبا هستم،


 نه رسولم،


 و نه عزیز کرده ام؛


 فقط در چــاه افتادم...

 



+ نوشته شده در ساعت توسط علیرضا مشرقی |


 

امروز یک مرده شور را دیدم

آنچنان زیبا می شست که لکه ای هم باقی نمی ماند

اما نمی دانم چرا پدرم از او خوشش نمی آید!

ومدام گریه می کند و مادرم نیز نفرینش...

او که مرد خوبی است، من دوستش دارم

فقط کاش ناخن هایش را میگرفت

تمام بدنم را زخم کرد...

 

 

 

و اولین باریه که بعد تو

 

کسی رو دوست دارم

 



+ نوشته شده در ساعت توسط علیرضا مشرقی |


 

فکر میکردم تو همدردی

 

اما نه!!! تو هم دردی...

 

 



+ نوشته شده در ساعت توسط علیرضا مشرقی |


 

سلام تو رو خدا برام دعاکن یه

 

مشکلی برام پیش اومده که فقط

 

خدا میتونه درستش کنه بدجور

 

گرفتارم. تو رو خدا دعام کن



+ نوشته شده در ساعت توسط علیرضا مشرقی |


 

این متن آهنگ وبلاگمه خواهشا بذارین آهنگ

لود بشه بعد بااون بخونین

 

خبری ازت نبود و خیلی بی تاب تو بودم
اومدم سراغت اما پر گریه شد وجودم

خیلی دلتنگ تو بودم گل مهربون و نازم
نمیدونم چرا اینجام یا اصلا چم شده بازم

اون همه قول و قرارو اومدم یادت بیارم
اما انگار دیگه راهی واسه برگشتن ندارم

اینجا گل بارونه امشب چقد این فضا غربیه
چرا من هیچی نمیگم چرا میخندم عجیبه

آخه مجبورم بخندم کسی اشکامو نبینه
حالا کو تا باورم شه سرنوشت من همینه

به نظر میاد که امشب از قلم افتاده باشم
آرزوم بود که من امشب پیش تو وایساده باشم

چه لباسای قشنگی بهت میاد چقد عزیزم
تو میخندی و من از دور دارم اشکامو میریزم

خوش سلیقه ام که بودی اره بهتر از من اونه
سر تره ازم میدونم اون که میخواستی همونه

تاره فهمیدم حسودم دست تو تو دست اونه
ای خدا انگاری اونم نقطه ضعفمو میدونه

حالا تو دست تو حلقست دست اون حلقه تو دستات
یا من اشتباه میبینم یا دروغ بود همه حرفات

بله رو بگو گل من تو ازم خیری ندیدی
آرزوم بود که ببینم تو تو رختای سفیدی

حالا هر دو حلقه داریم تو تو دستت من تو چشمام
تو زدی من اما موندم زیر قولت روی حرفام

برو خوشبخت عزیزم تو ازم خیری ندیدی
آرزوم بود که ببینم تو تو رختای سفیدی


بله رو بگو گل من بگو و شرشو بکن
منو زندگی بی تو باورم نمیشه اصلا

داره سردم میشه کم کم خیسه از اشکام لباسم
همه گریه ها مو کردم اشکی یم نمونده واسم

میزنم بیرون از اینجا بله رو میگی نباشم
میرم اون بیرون یه گوشه دست به دامن خدا شم

بله رو گفتی تموم شد دیگه این اخر کاره
هی میخوام بگم مبارک ولی بغضم نمیذاره

هق هقم تبریك من بود واسه تو گریه کردم
قطر ه قطره های اشکو به تو امشب هدیه کردم

امشب تو جشنت عزیزم نمیدونی چی کشیدم
اما کاش اشکام نبودن تورو واضح تر میدیدم

دیگه چشمام نمیبینه دستمم نمی نویسه
دلخوشیم همین یه نامه ست گرچه اینم خیس خیسه

آخرین جمله ی نامه م این از ته وجودم
برو خوشبخت شی عزیزم خیلی عاشق تو بودم




+ نوشته شده در ساعت توسط علیرضا مشرقی |


 

آرامم مثل مزرعه ایی که

محصولش را ملخ ها خورده اند

دیگر نگران داس ها نیستم

 

 



+ نوشته شده در ساعت توسط علیرضا مشرقی |


 

آنجایی که باد نمی ورزد

آدم ها دو دسته اند

آنهایی که بادبادکشان راجمع میکنند

آنهایی که می دوند تا بادبادک بالابماند

و اما من!آیا بدوم یا جمع کنم؟

 

 



+ نوشته شده در ساعت توسط علیرضا مشرقی |


 

نمیدونم

 

نمیدونم بعد مرگ من کی اینجا

 

می نویسه که علیرضا مرد

 

دیگه منتظر آپ این وبلاگ نباشین

 

تورو خدا حلالش کنین

 

با من چیکار کردی که روزی صد

 

بار از خدا تقاضای مرگ میکنم

 

عیب نداره مهم تویی که خوشبختی

 

انشالله همیشه خوشبخت باشی

 



+ نوشته شده در ساعت توسط علیرضا مشرقی |


 
 
گناهش گردن خودت...

روزه بودم آن روز،

كه حسرت داشتن تو را خوردم ...
 


+ نوشته شده در ساعت توسط علیرضا مشرقی |


 

 مثل آن مسجد بین راهی تنهایم

 

هرکس هم که می آید مسافر است

 

می شکند

 

هم نمازش را هم دلم را

 

بعد می رود....

 



+ نوشته شده در ساعت توسط علیرضا مشرقی |


 

حالم را پرسیدند

 

گفتم رو به راهم

 

اما هیچکس ندانست

 

رو به راهی هستم

 

که تو رفته ایی

 



+ نوشته شده در ساعت توسط علیرضا مشرقی |


 

بعد رفتنت عزیزم بس که تنهایی کشیدم

قامتم خمیده از بس عشقتو به دوش کشیدم

تو غم بی همزبونی هی می کشتم لحظه هامو

رو ی برگه های شعرم خالی کردم عقده هامو

خاطرت جمع هر جاباشی توی غربت یه کسی هست

خاطراتت زندگیشه اون غریبه خاطرت هست

اون که تو هفت آسمونش یه ستاره هم نداره

اون منم که دلخوشیشه گل من کسی رو داره

مثل دیگرون نبودم سر راه تو نبستم

میدونستم نمیایی و چشم به جاده ها نشستم

خاطرت جمع تو دل من تو حسابت پاک پاکه

این خطای دل من بود اون که افتاده به خاکت

تو روزایی که نبودی نمیدونی چی کشیدم

صبح تا شب زخم زبون از هرغریبه ایی شنیدم

گل من سرت سلامت تو که خوش باشی غمم نیست

این همیشه آرزومه پس دلیل ماتمم نیست

دیگه از گریه گذشته به جنون کشیده کارم

تو که خوشبختی عزیزم دیگه غصه ایی ندارم

 

 



+ نوشته شده در ساعت توسط علیرضا مشرقی |


 

در لحظه ها ي آخر ديدار بنشين اي تا

هميشه زنده در پندار بنشين

خوش ميروي اما درنگي كن به رفتن ما را به

دست گريه ها مسپار بنشين

از پا نشستم تا تو برخيزي به صد كام

خواهي كه برخيزم ز جان يك بار بنشين

من بي تو هرگز خواب را باور ندارم اي

جاودان در ديده ي بيدار بنشين

لطف خدا را ديده ام در شاخ و برگت روزي

درختي ميشوي پر بار بنشين

تا گل برآيد خار در چشمم نشيند من

باغبانم اي گل بي خار بنشين

از سينه ي من لحظه يي اي درد برخيز در

پيش رويم ساعتي اي يار بنشين

من تاب بار درد دوري را ندارم از شانه ام

اين بار را بردار بنشين

تا داد دل از ديده ي گريان ستانم در لحظه

هاي آخر ديدار بنشين

 



+ نوشته شده در ساعت توسط علیرضا مشرقی |


 

تو را دوست دارم

در این باران

می‌خواستم تو

در انتهای خیابان نشسته باشی

من عبور کنم

سلام کنم

لبخند تو را در باران می‌خواستم

می‌خواهم

تمام لغاتی را که می دانم برای تو

به دریا بریزم

دوباره متولد شوم

دنیا را ببینم

رنگ کاج را ندانم

نامم را فراموش کنم

دوباره در آینه نگاه کنم

ندانم پیراهن دارم

کلمات دیروز را

امروز نگویم

خانه را برای تو آماده کنم

برای تو یک چمدان بخرم

تو معنی سفر را از من بپرسی

لغات تازه را از دریا صید کنم

لغات را شستشو دهم

آنقدر بمیرم

تا زنده شوم

 



+ نوشته شده در ساعت توسط علیرضا مشرقی |




یه کم درباره خودم


سلام

علیرضا مشرقی هستم

دلیل اینکه این وبلاگ رو نوشتم

دلم پر درده

پر غصه اس

میخام از تنهاییام

از بی کسی هام

از در به دری هام شکایت کنم

pesari_az_nasle_dard@yahoo.com

میگن خدا تنهاست

ما که خدا نیستیم پس چرا اینطوری تنهاییم؟؟؟؟؟

pesari_az_nasle_dard@yahoo.com

سیاهی رو دوست دارم چون همرنگ روزگار منه

pesari_az_nasle_dard@yahoo.com

pesari_az_nasle_dard@yahoo.com

بخدایی که همه رو دوست داره خسته شدم

میفهمی خسته


منوی کلبه تنهاییم

صفحه نخست
مشخصات مدير وبلاگ
پست الکترونيک
آرشيو وبلاگ
عناوين مطالب وبلاگ

 درد دل با علیرضا از طریق چت
آخرین نوشته ها و درد دلام


شکست........
در چاهم
و این اولین باریه که بعد تو کسی رو دوست دارم
تو هم دردی
دعام کنید
متن آهنگ حلقه از مجید خراطها
دیگر نگران داس ها نیستم
بادبادک
نمیدونم
حسرت

آرشیو درد دلام


هفته اوّل بهمن 1390
هفته چهارم آذر 1390
هفته سوم آذر 1390
هفته اوّل آذر 1390
هفته چهارم آبان 1390
هفته سوم آبان 1390
هفته دوم آبان 1390
هفته اوّل آبان 1390
هفته چهارم مهر 1390
هفته سوم مهر 1390
هفته اوّل مهر 1390
هفته چهارم شهریور 1390
هفته سوم شهریور 1390
هفته دوم شهریور 1390
هفته اوّل شهریور 1390
هفته چهارم مرداد 1390
هفته دوم مرداد 1390
هفته اوّل مرداد 1390
هفته چهارم تیر 1390
هفته سوم تیر 1390
هفته اوّل تیر 1390
هفته چهارم خرداد 1390
هفته سوم خرداد 1390
هفته اوّل خرداد 1390
هفته چهارم اردیبهشت 1390
هفته سوم اردیبهشت 1390
هفته دوم اردیبهشت 1390
هفته اوّل اردیبهشت 1390
هفته چهارم فروردین 1390
هفته سوم فروردین 1390
هفته دوم فروردین 1390
هفته اوّل فروردین 1390
هفته چهارم اسفند 1389
هفته دوم اسفند 1389
هفته چهارم بهمن 1389
هفته سوم آذر 1389
آرشيو

دوستای وبلاگی من

کاریاب
استخاره با قران
ایرکات
کلوب دات کام
فروغ فرخزاد
شاعران معاصر
زمزمه های عاشقانه
ترفندها
کد آهنگ 1
مرجع برنامه و باز ی برای موبایل
تک ستاره
نقاش نیستم اما...تمام لحظه های بی تو بودن را"درد"می کشم...!
آپلود
شبنم خانم
عرق
Love me (مهرناز)
یه نی نی تنها (نیوشا)
پرشین بلاگ
پیچک
لرد
دیجی کالا
ریاست جمهوری
عشق فقط یاس
باران عشق
باهم بخندیم به هم نخندیم
آسان دانلود
میهن دانلود
پارس قرآن
کاریاب
حرف دل
پر بیننده ترین مرجع اطلاع رسانی در ایران
فقط عکس
تاپ و ناب
تک ناز
فقط برای عشقم
کد اهنگ پسر جهنمی
پاسارگاد
ایساتیس
☆Half Moon☆
رها
کد اهنگ
مترسک تنها (بیتا جون)
بی بهونه
پرسپولیس
مینا
سهیل جان
ورود ممنوع خصوصیه
dokhi69-mami
dokhi sheitoooone
خاطرات مریم
چشمان بارونی 1
+++نگاه مثبت به زندگی+++
یک موبایل
چشمان بارونی 2